تبلیغات
استقلال قهرمان - مطالب هفته دوم آبان 1392

تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1392 | 11:07 ب.ظ | نویسنده : مهدی استقلالی

بغض هوادار 7 ساله : دیگه استادیوم نمیام

ورزشگاه خالی شد . پدری همراه پسر 7 ساله ش ایستاده و منتظر فرهاد بود .

پسرک پیراهن شماره 7 استقلال را بر تن داشت . پدر به فرهاد گفت این بچه نای رفتن ندارد و فقط گریه می کند.به عش تو استقلالی شد و هر بازی به استادیوم می آمد

وقتی فرهاد پسر را در آغوش گرفت و بوسید با همان بغض کودکانه ش گفت : دیگه استادیوم نمیام ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رختکن آبی ها و گفتگوی جالب فرهاد مجیدی و قلعه نویی

در رختكن استقلال حال خوبی برقرار بود. بازیكنان منتظر بودند تا فرهاد مجیدی مراسم خداحافظی‌اش را انجام دهد و به آنها ملحق بشود. استقبال پر از احساسی در انتظار فرهاد بود. بی‌ریا و بدون ریخت و پاش؛ با یك دوربین عكاسی و چند نفری كه منتظر بودند شماره ۷ بیاید و كنار آنها عكس بگیرد. 

بازیكنان به درب رختكن نگاه می‌كردند و انتظار رسیدن فرهاد را می‌كشیدند. امیر قلعه‌نویی در این میان گوشه‌ای نشسته بود و با خودش فكر می‌كرد. یك هفته‌ای می‌شد كه او درگیر ماجرای خداحافظی فرهاد بود. بارها با فرهاد جلسه گذاشت. 

حتی پیشنهاد‌های گوناگونی را پیش روی مجیدی قرارداد تا او را از خداحافظی منصرف كند: «ببین من دوست دارم تو همچنان كنار ما باشی. اگر می‌خواهی به كلاس مربیگری بروی برو. من مشكلی ندارم. اگر می‌خواهی در بازی‌های شهرستان هم كنار ما نباشی مشكلی نیست. فقط در بازی‌های تهران به من كمك كن.» 

حتی امیر قلعه‌نویی به شماره ۷ پیشنهاد داد در بازی برگشت استقلال مقابل تراكتورسازی تبریز كه در ورزشگاه آزادی برگزار می‌شود و تماشاگران زیادی هم در آن بازی حضور خواهند داشت با فوتبال خداحافظی كند. 

قرار بود فرهاد قبل از بازی با مس كرمان پاسخ پیشنهادهای امیر قلعه‌نویی را بدهد. زمان صرف ناهار ساعاتی پیش از بازی بهترین فرصت بود تا امیر قلعه‌نویی پاسخ فرهاد را بشنود. كنارش رفت: «چی شد فرهاد به پیشنهادم فكر كردی؟» 

فرهاد مكثی كرد و جواب داد: «بله، می خواهم خداحافظی كنم. می‌خواهم در اوج خداحافظی كنم اینطوری بهتر است.» 

امیر حالا به حرف‌هایی كه فرهاد زده بود فكر می‌كرد و تلاشی كه بی‌نتیجه ماند. از طرفی خوشحال هم بود چرا كه نحوه خداحافظی فرهاد می‌توانست یك درس بزرگ برای بازیكنان جوانش باشد. در اوج رفتن به نفع بازیكنان است. 

امیر از این تصمیم فرهاد راضی بود اما خب، می‌دانست كه با از دست دادن یكی از موثرترین ستاره‌هایش كه تازگی‌ها رابطه عاطفی خاصی با او برقرار كرده بود مصائبی را در انتظار خواهد دید. 

امیر می‌دانست كه از حالا به بعد باید بازیكنی را بیابد كه خط حمله استقلال را بچرخاند. امیر در همین فكرها بود كه ناگهان فرهاد مجیدی همراه برادرش فرزاد وارد رختكن شد. بازیكنان دور فرهاد را احاطه كردند و فرهاد آرام آرام سمت قلعه‌نویی آمد. كناری رفتند و شروع كردند به صحبت با یكدیگر. 

امیر لبخندی به فرهاد زد و گفت: «می‌دانی، تو همیشه در قلب من بودی. الان هم احساس نمی‌كنم كه از استقلال رفته‌ای. بعد از اینكه كلاس‌های مربیگری ات را پشت سرگذاشتی باید بیایی و به استقلال كمك كنی.» 

شاید فرهاد مجیدی هیچ وقت تصور نمی‌كرد روزی امیر قلعه‌نویی در برابرش از این واژه‌ها استفاده كند. امیر مربی خشكی است و كمتر احساساتی می‌شود. 

فرهاد البته جملات احساساتی قلعه‌نویی را بی‌پاسخ نگذاشت و گفت: «اگر حرفی زدم یا كاری كردم كه آزرده‌خاطر شدی من را حلال كن.» 

گفتگوی امیر و فرهاد در نهایت احساس به پایان رسید و هر دو كناری رفتند و عكاسی كه منتظر بود تا آخرین عكس فرهاد مجیدی و امیر قلعه‌نویی را در زمان بازیگری شماره ۷ در استقلال بگیرد تصویری از این دو را به یادگار گذاشت. 

این عكس می‌تواند پایانی باشد بر تمام دلخوری‌ها و كدورت‌هایی كه میان امیر قلعه‌نویی و فرهاد مجیدی بود.



کاش یه جوری منصرف میشد میموند , واقعا دستمون خالیه ...

چندتا عکس دیگه از فرهاد جا مونده بود گفتم بذارم کامل شه !



بقیه عکسها در ادامه مطلب

* کلیپ هایی مثل دوربین خبرساز و اخبار ورزشی و ... رو میتونید توی پست های پایین ببینید

ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1392 | 11:07 ب.ظ | نویسنده : مهدی استقلالی
سال پیش خیلی خوشحال بودیم . فرهاد اومده بود . عکسهای اولین تمرینش ...

نمیدونستم اینقد زود قراره تموم شه .....

عکسهای دیگر اولین تمرین توی این دو لینک

قسمت اول - قسمت دوم



تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1392 | 11:07 ب.ظ | نویسنده : مهدی استقلالی
پوستری که یکی از دوستان زحمتشو کشیده ...


پیام قشنگ حنیف برای فرهاد

حنیف عمران زاده در کد هواداری خود نوشت: خورشید بی غروب و دریای بی ساحل با تو معنا گرفت.

«7 استقلال» تقدسش را وامدار توست،«7 مقدس» در میان اشک‌هایمان رفتی اما بدان تو از من زنده تری آهای فرهاد مجیدی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خبر خداحافظیت بغضی در گلویمان شد

وحید طالب لو در کد هواداری خود در مورد خداحافظی فرهاد مجیدی نوشت:

مثل حرف هایی که به زبان نرسیده بغض می شوند. خبر خداحافظیت بغضی شد که گلویمان را فشرد تا امسال زودتر به سرمای زمستان برسیم.

تو بدان که ما عزیزانمان را در قلبمان تا ابد به همراه خواهیم داشت.

با یک دنیا آرزوی خوب برای فصل جدید زندگی فرهاد عزیز


اشک های هواداران ادامه دارد ; این بار در کمپ ناصرخان / قهر آندو به دلیل مشکلات مالی

تیم فوتبال استقلال یک روز پس از دیدار مقابل مس کرمان از ساعت 15 و 30 امروز در کمپ زنده‌یاد حجازی برنامه‌های آماده‌سازی خود را پیگیری کرد. 

تمرین امروز آبی‌پوشان تحت تاثیر غیبت فرهاد مجیدی و خداحافظی او از میادین فوتبال بود و حدود 50 نفر از هواداران استقلال در سکوت کامل و در حالی که بهت‌زده بودند در خصوص این بازیکن سوالاتی را می‌پرسیدند. 

تعدادی از هواداران استقلال تصمیم مجیدی را احساسی می‌دانستند و عده‌ای دیگر معتقد بودند این بازیکن تصمیمی کاملا درست گرفته و دست استقلال را بازگذاشته تا برای نیم‌فصل دوم برنامه‌ریزی مناسبی داشته باشد. 

* در حالی که خداحافظی فرهاد مجیدی از فوتبال قطعی شده اما تمرین امروز استقلال هم تحت تاثیر این اتفاق بود. 

گروهی از هواداران استقلال هم مقابل درب کمپ مرحوم ناصر حجازی ایستاده بودند و اشک می ریختند. 

حتی شایعه شده بود که مجیدی قرار است به کمپ بیاید اما این اتفاق رخ نداد.

*بازیکنان تیم استقلال که از همان ابتدای ورود به کمپ در خصوص فرهاد مجیدی و خداحافظی‌اش از میادین فوتبال صحبت می‌کردند اعتقاد داشتند اگر کاپیتان این تیم در خصوص نحوه خداحافظی‌اش اطلاع‌رسانی می‌کرد بیش از 100 هزار نفر برای او به ورزشگاه می‌آمدند 

البته تعداد دیگری از بازیکنان ناراحت و مغموم از آینده خود بودند که اعتقاد داشتند روزی باید از این فوتبال جدا شده و خداحافظی کنند. 

*درست به هنگام ورود قلعه نویی به زمین چمن تعدادی از طرفداران استقلال خطاب به وی گفتند (آقای قلعه‌نویی غصه نخور مجیدی رفت ولی ما از تو حمایت می‌کنیم و تنهایت نمی‌گذاریم) قلعه‌نویی نیز با خنده از آنها تشکر کرد و برای‌شان دست تکان داد. 

*در ابتدای تمرین سرمربی استقلال بازیکنان را دور هم جمع کرد و با آنها به گفت‌وگو پرداخت. قلعه‌نویی خطاب به بازیکنان گفت: از امروز بدون مجیدی تمرین می‌کنیم و باید حواسمان جمع باشد که در بازی‌های آینده امتیاز از دست ندهیم. فعلا بضاعتمان همین است. 

*آندرانیک تیموریان به خاطر عدم پرداخت مطالباتش در تمرین امروز استقلال شرکت نکرد. این بازیکن از طریق برادر خود به مسئولان استقلال اعلام کرده در صورت ادامه این روند در پایان نیم‌فصل از جمع آبی‌پوشان جدا خواهد شد. 

*جواد نکونام، پژمان منتظری، سیاوش اکبر‌پور، آرش برهانی، خسرو حیدری و هاشم بیک‌زاده غایبان تمرین امروز بودند که از این جمع تنها نکونام و منتظری آسیب دیده نیستند و در کلینیک دکتر نوروزی تمرین می‌کنند. 

*محمد قاضی که از یک روز قبل از دیدار با مس در تمرینات شرکت کرده بود امروز هم زیر نظر بدنساز استقلال کار کرد. همچنین حنیف عمران‌زاده از امروز مجددا زیر نظر کادر بدنسازی استقلال کار خود را آغاز کرد. 

*در جریان تمرین امروز سرمربی تیم استقلال ساموئل را کنار کشید و حدود 15 دقیقه با وی به گفت‌وگو پرداخت. 

از حرکات قلعه‌نویی معلوم بود وی خواسته‌هایی از ساموئل دارد که البته صحبت‌های این دو نفر را حاج قاسم مربی بدنساز استقلال ترجمه می‌کرد. قلعه‌نویی در بخش دیگری از تمرین با احمد جمشیدیان به گفت‌وگو پرداخت و نقطه‌نظرات این بازیکن را شنید. 

*یک دوربین فیلمبرداری در حال تهیه مستند از استقلال است که امروز از تمرین آبی‌پوشان تصویر‌برداری کرد. 

*سکوهای ورزشگاه اختصاصی باشگاه استقلال به صندلی‌های آبی و سفید‌رنگ مجهز شده و تقریبا نیمی از این سکوها به صورت کامل در ورزشگاه نصب شده است. 

*بازیکنانی که در ترکیب اصلی استقلال مقابل مس به میدان رفته بودند به ریکاوری پرداختند که البته از این بین رحمتی در کنار دیگر بازیکنان حضور داشت اما صادقی و پژمان نوری زودتر از سایرین ورزشگاه را ترک کردند. 

*میرشاد ماجدی و سیروس دین‌محمدی دیگر حاضرین تمرین امروز استقلال بودند. 

*بخش پایانی تمرین به فوتبال درون‌تیمی در نیمی از زمین اختصاص داشت که در جریان این بازی سرمربی استقلال با دکتر نوروزی که در تمرین حاضر شده بود برای دقایقی گفت‌وگو کرد. قلعه نویی نیز از غیبت آندرانیک تیموریان ناراحت بود و در خصوص این موضوع نیز با کادر فنی استقلال صحبت می‌کرد. 

تیم فوتبال استقلال روز یکشنبه در ورزشگاه انقلاب کرج به مصاف سایپای البرز خواهد رفت


غریبــی و مجیــدی و غم یـــار

یکه و تنها ایستاده روی صندلی‌های رنگ و رو رفته، دست‌هایش را روی سرش گذاشته و مغزش را با بازوانش فشار می‌دهد، بهت‌زده و مغموم ایستاده وسط آن هیاهو، پاهایش توان ندارد که همراه بقیه بدود، صدایش هم در نمی‌آید که مثل بقیه شعار بدهد، حتما اشک هم دویده گوشه چشم‌هایش.

این، تاثیرگذارترین صحنه تاریخ تلویزیون ماست از پخش مسابقات ورزشی وطنی، تصویری که در یکی از غمگنانه‌ترین شب‌های فوتبالی شکار شد؛ وقتی که فرهاد مجیدی آرام و بی‌خبر، بدون یک استادیوم لبریز، بدون فریادهای پرشور «آهای فرهاد مجیدیِ» تیفوسی‌ها، بدون یک قهرمانی رویایی، بدون یک جام دست‌نیافتنی، بدون یک برد افسانه‌ای، بدون یک گل نجات‌بخش، پیراهن خوش‌رنگ آبی‌اش را ۴ گوشه زمین پهن کرده و بوسید و رفت. درست مثل تنهایی همان جوانکی که وسط استادیوم ایستاده بود و رفتن اسطوره‌اش را تماشا می‌کرد.

حالا می‌شود برای غریبی یک اسطوره مرثیه‌سرایی کرد، می‌شود -تلخ- قلم زد و با مهدی مهدوی‌کیایی مقایسه‌اش کرد که با آن همه افتخار ملی (و با اعلام قبلی!) تا همین اندازه بی‌همراه و تنها، روی ۴ گوشه زمین زانو زد. یا وحید هاشمیان را بهانه کرد برای این رفتن ناگهانی. اصلا می‌شود از نخبه‌کشی‌ها، از قدر ندانستن پهلوان زنده‌ها، از افسانه‌ها و افسون‌زدایی‌ها، از جای خالی لقب‌ها برای یک نسل، از قهرمان‌های پوشالی و پرادعا گلایه کرد و تاسف خورد.

اما برای من؛ اسطوره، قهرمان، ستاره یا هرچیزی که اسمش را بگذارند یعنی همین شجاعت آغشته به جسارت، یعنی محبوبیت بدون نیاز به به عدد و رقمِ تعداد گل و بازی، یعنی رفتن بدون توجه به بد و بیراه‌های در راه مانده و عقده‌های خالی نشده، یعنی خداحافظی بی‌خیال همه حرف و حدیث‌های مزخرفی که خواهند بافت و نوشت، یعنی وداع در یک غروب تلخ ولی به شدت معمولی.

حالا آقای شماره ۷ -برای من- به یکی از خاطرات تلخ آبان بدل می‌شود؛ ۸/۷؛ پایان فرهاد مجیدی. ۸/۸؛ وداع همیشگی قیصر امین‌پور

***********************************

متن های دیـــگر برای 7 مقدس

بی رحــمانه بود آقای هفت

مجیدی ها را نشکنیم

فرهاد مجیدی ; هفتی که 10 بود



خداحافظی فرهاد از نگاه دوربین خبــرساز



داشت داد می زد و میگفت فرهاد نــــرو ...

دانــلود


تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1392 | 11:06 ب.ظ | نویسنده : مهدی استقلالی

روایتی از آخرین تمرین فرهاد / تقصیر خودته اینقد محبـــوبی !

قدم به کمپ حجازی که می‌گذاریم سوت و کورتر از همیشه و خالی‌ از تماشاگر است؛ قرار است استقلالی‌ها از ساعت 12 آخرین تمرین خود برای آماده‌سازی دیدار عقب مانده خود مقابل مس کرمان را آغاز کنند. 

بنا به دلایلی حدود 40 دقیقه زودتر برای پوشش خبری تمرین آبی‌پوشان به محل کمپ استقلالی‌ها می‌رسم. آندو به همراه چند بازیکن جوان‌تر در زمین مشغول آماده کردن خود هستند و بازیکنان یک به یک خود را به کمپ مرحوم حجازی می‌رسانند. منتظری با آژانس می‌آید و لاوره و ساموئل با ماشین‌های باشگاه. سایرین هم محل پارکینگ کمپ را تبدیل به نمایشگاهی از آخرین مدل خودروهای خارجی کرده و یک به یک می‌آیند.

10 دقیقه مانده به آغاز رسمی تمرینات، آندو به سمت دفتر کمپ می‌رود و در همین لحظه بی ام دبلیو مشکی با شیشه‌های دودی رنگ وارد می‌شود.

فرهاد مجیدی که به نظر می‌رسد به جز کادرفنی، کسی از بازیکنان از تصمیمش برای خداحافظی خبر ندارد، پس از ورود به محوطه پارکینگ دقایقی را به بهانه صحبت با موبایل در داخل ماشین می‌نشیند؛ پس از لحظاتی سر و کله آندو پیدا می‌شود. او از دفتر یک راست به داخل ماشین مجیدی رفته و بعد از سلام احوالپرسی با فرهاد با وی غرق در گفت و گو می‌شود. به نظر می‌رسد در دفتر باشگاه که قلعه‌نویی و سایر نفرات کادرفنی برای آغاز تمرین در آنجا حضور داشتند، از آندو خواسته‌اند تا آخرین لابی‌ها برای ماندن را با فرهاد داشته باشد؛ لابی آخر؛ لابی که هیچ حاصلی ندارد، چون کاپیتان  استقلال تصمیم خود را برای خداحافظی همیشگی از فوتبال گرفته است.

فرهاد به همراه آندو روانه زمین تمرین می‌شوند و سایر بازیکنان به «آقا فرهاد» سلام می‌کنند. قاضی هم که پس از مدت‌ها به تمرین بازگشته به سمت وی رفته و فرهاد را در آغوش می‌کشد تا برای آخرین بار با کاپیتان تیمش این چنین گرم و صمیمی به سلام و احوالپرسی پرداخته باشد.

آندو در زمین هم کنار فرهاد است و گویا قرار نیست بی‌خیالش شود، لابی‌های تیموریان برای ماندن مجیدی همچنان ادامه دارد.

ساعت 12 می‌شود و سوت آغاز تمرینات پس از ورود امیر قلعه‌نویی به همراه لشگرش به زمین تمرین توسط مجید صالح زده می‌شود. در حین جمع شدن اکبرپور به طور سهوی پای مجیدی را لگد کرده و داد فرهاد به هوا بلند می‌شود، اما درد لحظه‌ای به زودی خوب شده و مشکلی برای ادامه کار نیست.

بازیکنان با جلوداری مجیدی و نکونام و البته نیکبخت چند دوری را دور محوطه زمین می‌دوند تا آماده تمرین سبک قبل از دیدار مقابل مس شوند. پس از دقایقی گرم کردن، آبی‌ها به 3 گروه تقسیم شده و به خرس وسط سابق و آقا وسط این روزها را مشغول می‌شوند.

فرهاد در گروه 7 نفره اکبرپور، صادقی، منتظری، نیکبخت، نکونام و تیموریان قرار گرفته و از همان ابتدا با فشار سایر اعضای گروه و با این بهانه که امروز نوبت فرهاد است، به همراه نیکبخت که دیگر یال و کوپال گذشته را ندارد به وسط می‌روند. گروه جرزن‌ها به سرکردگی صادقی و آندو به همه چیز اعتراض می‌کنند و بیچاره فرهاد هر زمان که برای وسط رفتن بازیکنان، اختلاف ایجاد می‌شود، جور سایرین را کشیده و به وسط می رود تا سر و صداها بخوابد. جای حنیف و هاشم هم خالی است تا حداقل از این لحاظ تمرین آرام‌تر از سایر روزهای دیگر دنبال شود.

قلعه‌نویی بر سر گروه جرزن‌ها حاضر شده و نحوه تمرین آنها در زمان بازی آقا وسط را نظاره‌گر می‌شود، ژنرال گویا به یاد ایام جوانی هوس کرده است او را هم بازی دهند؛ اتفاقی که می‌افتد و امیرقلعه نویی هم به جمع اضافه می‌شود با این حال اگر بدترین سوتی‌ها را هم بدهد قرار نیست هرگز به وسط زمین برود. موضوعی که حتی اعتراض آرام صادقی را هم به همراه داشت.

همچنان آقاوسط در حال برگراری است و بازیکنان با شادمانی خاصی و در حالی که نمی‌دانند دیگر از پس فردا کاپیتانشان را در جمع خود ندارند، با حضور سرمربی جوری گرم بازی و البته جرزنی هستند که انگار قرار است برنده و بازنده‌ای در کار باشد.

در یک صحنه قلعه‌نویی با کشاندن 2 بازیکن به سمت خود و فریب آنها به فرهاد پاس می‌دهد. او که از این کار سر ذوق آمده رو به جمع می‌گوید چنین پاس‌هایی هنر است نه اینکه برای رفع تکلیف باشد. در همین لحظات نیکبخت که بازی را جدی گرفته با تکلی خشن به روی پای فرهاد می‌رود و یک بار دیگر فریاد مجیدی به آسمان می‌رود و همه نگران. با این حال قلعه‌نویی که از وداع همیشگی بازیکنش باخبر است در گوشه‌ای فرهاد را نظاره می‌کند که از درد به خود می‌پیچد؛ فرهاد قرار است برای همیشه برود و امروز که این مطالب را می‌نویسم به درستی حال و روز سرمربی استقلال را درک می‌کنم که چرا در آخرین تمرین با حضور مجیدی خیلی سرحال نبود و با کلافگی خاصی تمرین را دنبال می‌کرد. با این حال ژنرال هم سعی می‌کرد خود را به خیالی زده و با یک خوشحالی تصنعی در گروه جرزن‌ها به بازی ادامه دهد.

در این مدت بازگشت مجیدی به استقلال همواره صحبت از رابطه بد او با سرمربی تیمش شایعاتی وجود داشت، اما حداقل در روز آخر دیگر از این شایعات خبری نبود و بین این دو همه چیز بوی علاقه و محبت را می‌داد. انگار همین دیروز بود که مجیدی پس از تعویض در آغوش قلعه‌نویی رفته و شعار «مجیدی امیرخان استقلال قهرمان» در ورزشگاه به هوا بلند شده بود.

سوت صالح یک بار دیگر به هوا بلند می‌شود و این یعنی اینکه بازیکنان باید برای مرحله بعدی تمرین که اختصاص به سانتر از جناحین و شوتزنی داشت آماده شوند. علی نیکی و نکونام و نوری از دو سمت سانتر می‌کنند و مهاجمان به سر زنی پرداخته و موج دوم حمله به سمت دروازه شوتزنی می‌کنند و اینجاست که فرهاد آخرین گل‌های خود را حداقل در تمرین به دو سید دورازه‌بان استقلال می‌زند. یکی از این گل‌ها شوتی از راه دور است و توپ را فقط سه‌جاف دروازه آرام می‌کند، اما حیف که درست مثل لحظه خداحافظی که جمعیت کمی در ورزشگاه آزادی بود، این بار هم حدود 10 نفر در کمپ ناصرخان حجازی هستند تا همین تعداد از این گل زیبا سر ذوق آمده و فرهاد را تشویق کنند. 

رأس ساعت یک سوت پایان تمرین زده می‌شود و فرهاد که مثل همیشه عجله دارد به عنوان اولین بازیکن از زمین خارج شده و برای ترک تمرین برای آخرین بار به سمت ماشینش می‌رود. بیرون آمدن مجیدی از زمین همانا و جمع شدن هواداران استقلال به دور وی همان. کسی خبر ندارد این آخرین فرصتی است که می‌توانند از کاپیتان دوست داشتنی استقلال امضا گرفته و با او عکس بگیرند.

مجیدی از دوستدارانش خواهش می‌کند که به سرعت با او عکس بگیرند تا برود که یکی از هواداران که با کودکش در نفر بعدی صف انتظار عکس با مجیدی به سر می‌برد، با فریادی آرام که بوی گلایه می‌دهد به شماره هفت تیمش می‌گوید:

«تقصیر خودت هست که اینقدر محبوب هستی»

جمله‌ای که لبخند سایر هواداران و مجیدی را هم به همراه دارد تا این هوادار و پسر کوچکش هم خیلی زود به آروزیشان که قرار گرفتن در یک قاب با فرهاد است برسند و خلاص.

دقایق دیگر کمپ استقلال شاهد آخرین حضور فرهاد است و او سوار ماشین می‌شود تا برای همیشه از استقلال برود. در همین لحظه یکی از هواداران معلول استقلال به سمت او رفته و تقاضا می‌کند تا شیشه ماشینش را پایین بدهد؛ او ضمن گرفتن امضا از مجیدی از او سوال می‌کند که «آیا فردا بازی می‌کند یا خیر» که پس از اینکه با پاسخ مثبت کاپیتان آبی‌ها مواجه می‌شود به او می‌گوید «پس من هم با دوستانم برای تماشای بازی‌ات به ورزشگاه می‌آییم.»

دیگر کاری نمانده و تمرین هم به پایان رسیده و فرهاد مجیدی، محبوب‌ترین بازیکن و کاپیتان تاریخ باشگاه استقلال پس از 17 سال حضور در استقلال (که البته بارها با رفت و برگشت‌ وی همراه بود) از کمپ خارج شده و در افق محو می‌شود.

«دقیقه 89 دیدار مقابل مس، تابلوی تعویض بالا می‌رود و بازیکنی که همیشه غیرقابل پیش‌بینی بوده است این بار هم با تصمیمی غیر قابل پیش‌بینی و البته غیرقابل قبول برای هواداران استقلال، پیراهنش را درآورده و پس از اینکه در آغوش قلعه‌نویی قرار می‌گیرد در میان اشک و اندوه و ناراحتی و بعضا اعتراض طرفداران برای همیشه از دنیای فوتبال خداحافظی می‌کند تا اینچنین قصه آهای فرهاد مجیدی در تاریخ 7 آبان 1392 هم به پایان برسد. شاید هواداران در این لحظات آرزو می کردند که ای کاش هیچگاه در تقویم زندگی‌شان عدد 7 ثبت نمی‌شد تا اسطوره تیمشان به بهانه هفتمین روز ماه برای همیشه ترکشان کند.»

کسی نمی‌داند شاید او هم خیلی زود مثل داش علی منصوریان از روی سکوها فراموش شود و شاید هم همچنان شعار: تو تک ستاره فوتبال مایی..آهای فرهاد مجیدی همچنان و حالا حالاها از روی سکوها طنین‌انداز باشد، هرچه که باشد خداحافظی‌های فوتبالی در ایران بی‌شباهت‌ترین خداحافظی‌ها در همه دنیاست.

در نسلی که بازیکنان متعصب مانند مجیدی، کریمی کمتر در آن پیدا می‌شود، فرهاد با شور و علاقه و تعصب خاصی برای استقلال به میدان می‌رفت و همین تعصب او باعث شده بود تا هواداران عاشقانه دوستش داشته باشند. با این حال او هم مثل همه بازیکنان باید روزی می‌رفت و رفت تا هواداران بمانند و خاطره‌های فرهاد مجیدی.


تلاش فتح الله زاده برای آوردن یک تیم اروپایی به ایران

مجیدی ساعاتی بعد از خداحافظی‌اش از فوتبال به صورت تلفنی با علی فتح‌الله‌زاده صحبت کرد و مدیرعامل استقلال به مجیدی گفت که او نباید اینگونه از فوتبال خداحافظی می‌کرد. هر چند کاپیتان استقلال تصمیم گرفت در یک بازی کم اهمیت از دنیای فوتبال خداحافظی کند ولی شیوه خداحافظی او چندان برای استقلالی‌ها خوشایند نیست و آنها می‌خواهند کاپیتان تیمشان در یک بازی با ارزش از فوتبال خداحافظی کند.از باشگاه استقلال خبر می‌رسد که فتح الله‌زاده قصد دارد پای یک تیم اروپایی را به تهران باز کند تا مجیدی در یک بازی به یادماندنی از فوتبال خداحافظی کند.

مصاحبه هـــا

علی فتح الله زاده : پدر صلواتی اشکم را درآورد

غلامحسین مظلومی : اشکم سرازیر شد

منصور پورحیدری : مجیدی باید در یک بازی بزرگ خداحافظی کند

علی جباری : این خداحافظی در شان فرهاد نبود

نظری جویباری : فرهاد تا ابد در دل هواداران است

وحید طالبلو : کاش خداحافظی فرهاد باشکوه تر بود

علی پروین : یاد حجازی بخیر با چه عشقی به فرهاد بازی میداد

همسر حجازی : اگر ناصرخان زنده بود نمیگذاشت فرهاد برود

صمد مرفاوی : فرهاد کمک زیادی به من کرد / او بازیکن خوشنامی بود

سیروس دین محمدی : احساس کردم خودم خداحافظی کردم

وحید هاشمیان : به امید بازگشت پرفروغ 7 دوست داشتنی

پیام بنیامین خواننده برای فرهاد ; خداحافظ هفت طلایی

علیرضا منصوریان : کاش همه را در جریان میگذاشت



خداحافــظ ای داغ بر دل نشســته / کلیپ غم انگیز گریه هواداران برای فرهاد



کلیپ گریــه شدیــد هواداران برای مجیدی

دانلود

وای دیگه این مدلیشو ندیده بودم ... انگار عزیزشونو از دست دادن

**************************************************************


آقایان مجیدی رفت ; نامردی بس است


بعد از گذشت یک روز از خداحافظی فرهاد مجیدی از دنیای فوتبال اخبار و شایعاتی داغ از اطراف شنیده می شود. یکی از آنها که باعث شد بنویسم خبری با عنوان خداحافظی فرهاد بخاطر تست مثبت دوپینگ! 

شاید هر خواننده بی آنکه از پشت صحنه این فوتبال مطلع باشد قدری برایش باور خبر امکان پذیر است. اما من که چند ساعت از پشت صحنه این فوتبال دیده ام و بعد از 12 بار تست گرفتن از فرهاد مجیدی در طول سالیان گذشته فرضیه ای دیگر نیز همراه این خبر است آن هم اینکه این خبر از همان خیابان های شمال تهران شایع شد. شاید به دلیل اینکه فرهاد مجیدی از شاگردان مکتب ناصر حجازی بود. شاید به دلیل اینکه فرهاد مجیدی همیشه حرفی نزد و یا اگر زد صادقانه با هوادارنش صحبت کرد . 

آقایان ! فرهاد مجیدی رفت. اینبار با آبرویی از جنس فوتبال بازی نکنید. این همان توپی نیست که دوستان شما برای میلیون ها تومان به سویی دیگر شوت کردند. این آبروی کسی است که در چند ساله زندگی خود حاشیه را کمتر به دورش دیدیم. 

آقایان ! فرهاد مجیدی رفت. اینبار بخاطر تسویه حساب های گذشته آبرویش را به تاراج نبریم

قابل توجه یاوه گویان / بازیکن دوپینگی مجیدی نیست

دکتر احمد هاشمیان گفت : "ما تا پایان هفته رای خود را اعلام می‌کنیم و اگر نسبت به این حکم اعتراضی نباشد، مشخصات کامل بازیکن دوپینگ کننده را منتشر خواهیم کرد، اما مطمئن باشید این بازیکن فرهاد مجیدی نیست."



تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1392 | 11:06 ب.ظ | نویسنده : مهدی استقلالی
پیام های امیرحسین , جواد , سید و علی کریمی برای فرهاد / بازوبند تا ابد بوی تو را خواهد داد

* جواد نکونام پس از خداحافظی فرهاد مجیدی از فوتبال در کد هواداری خود پیامی را برای شماره 7 استقلال منتشر کرد. در این پیام آمده است: 

فرهاد عزیز و کاپیتان محبوب استقلال؛ بی‌شک بازوبند استقلال تا ابد بوی تو را خواهد داد همانطور که در زمین همیشه بوی گل می‌دادی. خداحافظی‌ات نه تنها برای هواداران بلکه برای هم‌بازی‌های تو هم شوک بزرگی بود و هنوز باور ندارم که دیگر قرار نیست در کنار ما و برای استقلال بازی کنی. به عنوان یکی از محبوب‌ترین بازیکنان استقلال دوستت داشته و همیشه به یاد تو خواهم ماند.

* امیرحسین صادقی هم در پیامی به مناسبت خداحافظی فرهاد مجیدی از دنیای بازیگری نوشت: 

آقا فرهاد هم رفت جزو پیشکسوتان استقلال.عجب حکایتی است این فوتبال . 

نمی دانم مگر فصل ما تمام شده که آقا فرهاد را دیگر نبینیم؟یعنی در تمرین سه شنبه کاپیتان را نمی بینیم؟من باور ندارم. 

عجبا که تا دوشنبه شب، او هیچ به من نگفت و به یکباره؛وقتی دید می خواهم بخوابم رازش را بیان کرد. 

امیر حسین فردا خداحافظی می کنم. 

زبانم قفل شده بود.حرفی نزدم.ساعت ها گذشت و گذشت و رسیدیم به بازی .بازی داشت تمام می شد.شوک دیشب را اصلا یادم نبود.گفتم خدا را شکر گذشت.بعد که پیراهنش را در آورد دیدم که ....الان فکر می کنم هر آنچه از جلوی چشمانم در بازی با مس گذشت،رویایی بیش نبوده. 

باز هم نمی توانم باور کنم یک دوست،برادر بزرگتر و مشاور دلسوز را از این پس دیگر در کنارم نمی بینم و شب های اردو،از گذشته،حال و آینده در اتاق های هتل المپیک و این اواخر هتل اوین حرف نمی زنیم. 

بیان جمله هم برایم در این شرایط سخت است چه برسد به اینکه بخواهم کلامم را بنویسم.آقا فرهاد در همه سالهایی که گذشته من را در روزهای سخت یاری داد. 

اگر روزی دلم از این فوتبال گرفت،او بود که آرامم کرد و او بود که گفت تمرین کن و تمرین کن و تمرین کن و به مشکلات بخند.7 آبان را اما به خاطر 7 دوست داشتنی هواداران آبی هیچ گاه فراموش نمی کنم. 

اطمینان دارم او با آن دل پاک و قلب صافش همچنان با ماست. 
می آید تا دوباره برایش بخوانند:تو تک ستاره فوتبال ماییی...

* مهدی رحمتی در کد هواداری خود پیامی به مناسبت خداحافظی فرهاد مجیدی  منتشر کرد.

متن این پیام به شرح زیر است:  

بی شک خیلی ها مثل من باور نمی کنند نبودنت را در زمین سبز. کاش فعل رفتنت دیرتر صرف می شد و بیشتر در کنار ما می ماندی. فرهاد عزیز خاطرات گلهای زیبایت همیشه در یاد ما و هواداران باقی خواهد ماند.

با آرزوی موفقیت بیشتر تو

* علی کریمی در اینستاگرام خود این متن را قرار داد :

تو این روزای کم ستاره ی فوتبال کشورمون یکی از ستاره های درخشان این فوتبال و دوست عزیزم از فوتبال خداحافظی کرد .

هرجا که هستی موفق باشی فرهاد مجیدی


عکسهای رفتن فـــرهاد مجیدی قسمت سوم



بقیه عکسها در ادامه مطلب

ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1392 | 11:05 ب.ظ | نویسنده : مهدی استقلالی
کلیپ خداحافظی فرهـــاد از شبکه خبر

همین عکسهایی که از فرهاد دیدید , حالا این کلیپشه همراه با مصاحبه ش ...

دانلود

خدافظیت تصمیم شخصیت بود , بی موقع بود , هرچی بود نباید اینجوری می رفتی . خوش انصاف با 5 هزار نفر ؟! حداقل قبلش اون نامه رو میدادی تا بیشتر میومدن .

مطمئنا اگه با جامی چیزی میرفت درست حسابی و شاد میرفت هوادارها امشب این بلا سرشون نمیومد ...

بغضت اشک همه رو درآورد از کوچکترین هوادار بگیر تا مدیرعامل تیم و حتی پرسپولیسی هایی که کامنتاشون توی دنیای مجازی هست .

آخر این کلیپ گریه ی تماشاگرا ...........

میگه خودت نیــــستی امــــا غمــــــــت رو به رومــــــــه .....

تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1392 | 11:05 ب.ظ | نویسنده : مهدی استقلالی

تماس فرهاد با همسر حجازی ; کاش ناصرخان هم بود

فرهاد مجیدی سه شنبه شب پس از پایان بازی استقلال مقابل مس و خداحافظی اش از دنیای بازیگری،با همسر زنده یاد حجازی تماس گرفت و دقایقی با او هم کلام شد. 

مجیدی خطاب به همسر حجازی گفت:کاش در روزی که من از فوتبال خداحافظی کردم،ناصر خان هم حضور داشت. 

او زحمات زیادی برای من کشید و هرگز محبت هایش را از یاد نمی برم.هر چند همواره و پس از رفتنش هم به یاد این عزیز بودم و او را فراموش نمی کنم. 
همسر ناصر حجازی هم از تماس مجیدی تشکر کرد و برای او در آینده آرزوی موفقیت در تمامی عرصه هایفرهاد زندگی اش کرد.


عکسهای رفتن فرهـــاد مجیدی قسمت دوم





دل دنیا رو خون کردی .......


بقیه عکسها در ادامه مطلب

ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1392 | 11:04 ب.ظ | نویسنده : مهدی استقلالی
قسمت اول عکسهای رفتن فـــرهاد مجیدی



دیگه هــــیچ امیدی به برگشــــتنت نیـــــست ........

بقیه عکسها در ادامه مطلب

ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1392 | 11:03 ب.ظ | نویسنده : مهدی استقلالی
بدرود کاپیتــــــان / دانلود کلیپ تلخ خداحافظی

حالمان خوب نیست! حال هیچکس خوب نیست! یکی عصبانی، یکی ناراحت، یکی اشکهایش سرازیر، یکی بُـهت زده و یکی هم... هر حال و احوال ِ بدی که فکرش را بکنی، بین ما پیدا می شود!
ولی...

ولی آن کسی که دو دل است، حالش از همه بدتر است!
از یک طرف می گوید بی معرفت! رفیق نیمه راه! این حق من و دلم نبود! منی که همه جوره عاشقت بودم، پایت ماندم، هوایت را داشتم...! حقم نبود که دلم را به بازی بگیری! حقم نبود که هر وقت خواستی، بیایی و بعد به هر بهانه ای دلت خواست، بروی! حق ِ دل ِ عاشق ِ من نبود که یک خط در میان بشکند با آمدن و رفتن هایی که هیچ وقت دلیلش را نفهمیدم!
کلاس مربیگری؟!

آقای مجیدی! کاپیتان محبوب! فرهـــــــــــــــــــــــــــــــاد! باور کن با بچه طرف نیستی! مگر همان اول فصل نمی دانستی که قرار است در چنین کلاس هایی شرکت کنی؟! پس آن قرار داد یک سال و نیمه برای چه بود؟!
. . . . . .
می دانی؟ هر کدام از اینهایی که امروز اشک شان را راحت در آوردی، جان هم اگر می خواستی، برایت می دادند! اما تو...! آن وقت با یک نامۀ خداحافظی باز هم دل همین هوادار بیچاره را بلرزانی و سر و ته ِ قضیه را هم بیاوری!

اصلا یک کاری کن... بیا برای یک دقیقه، فقط یک دقیقه خودت را بگذار جای ما و ما هم بشویم فرهاد مجیدی! خــــــــــوب فکر کن... چه حالی می شوی از بازیچه شدن؟! از داشتن حس عروسک بودن؟! دلت چه حالی دارد حالا کاپیتان؟!؟!؟

باشد، گذشت... یادمان نمی رود امروز را...! اما باید حرفهای آن یکی دل را هم بگویم...!
این یکی دل، امروز بدجوری گرفت! شکست! تکه تکه شد وقتی داشتی 4 گوشۀ زمین را می بوسیدی! آتش گرفت وقتی شنید همراه هواداران گریه کردی! اصلا دیوانه شده، وقتی به این فکر می کند که دیگر نیستی! وقتی به این فکر می کند که پیراهن استقلال را دیگر به تنت نمی بیند!
اصلا سر جایش نیست این دل ِ بی تابی که حالا بی قرار هم شده...!



چطور یادش برود روزهایی که با هم داشتیم را؟! تلخ و شیرینش چه فرقی می کند؟! چطور یادش برود آتش زدن قرمزها را که استادش بودی!؟ چطور یادش برود داغ گذاشتن روی دلشان را؟! چطور فراموش کند زیر سایه بردن تنها افتخار پوشالی ِ سرخ ها را (6) با چهاری که دهان تک تک شان را می بندد؟!
اصلا اینها هیچ... امروز را چطور یادش برود؟! بغض و اشکت را چطور فراموش کند؟! چطور...؟

تو از ما گذشتی، ولی ما اهلش نیستیم! ما فراموش کار نیستیم... اینقدر بی معرفت نیستیم که زحمات کاپیتان مان را به این راحتی از خاطر ببریم...! از یاد نمی بریم دویدن هایت را، تعصبت را، غیرتت را، شادی های بعد از گلت را که از ته ِ ته ِ دلت بود...! انگار که با هر گل، یک جام قهرمانی به دست می آوردی...!
ولی جای خالی ات آزارمان می دهد... جای خالی ات تا همیشه درد می کند...!
برو به سلامت و مطمئن باش حتی اگر هواداری از دستت عصبانی باشد و دعایت نکند، ولی برایت آرزوی بد هم نخواهد کرد! که این خاصیت عشق است...!
خدا نگهدار ستارۀ محبوب و خورشید ِ بی غروب ِ آبی ها...!

حدیـــث امیری


+ من معذرت میخوام اگه توی اون پست اول بد حرف زدم ...دست خودم نبود . خیلی جلو خودمو گرفتم ولی با خبر گریه کردن خودش و بعدش هم فتح الله زاده که مخصوصا آتیشم زد گریه ی حاجی , منم پا به پای اونا ....

خیلی حیف شد . کاش با جام میرفت





*****************************************************

کلیپ لحظه تعویض فرهاد و بوسیدن 4 گوشه زمین


دانلود


تک گل استقلال توسط اکبرپور


تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1392 | 11:01 ب.ظ | نویسنده : مهدی استقلالی
ویژه نامه استقلال جوان برای فرهاد همراه با CD

به پاس زحمات شماره 7 متعصب استقلال ، روزنامه استقلال جوان ویژه نامه ای در 24 صفحه تمام رنگی تدارک دیده است که همراه با سی دی حاشیه های خداحافظی فرهاد مجیدی روز شنبه 11 آبان ماه 1392 از طریق کیوسکهای روزنامه فروشی به علاقه مندان و دوستداران این باشگاه ارایه می شود .

در فیلم تهیه شده صحنه هایی از خداحافظی کاپیتان مجیدی از دورن زمین تا داخل رختکن به تصویر کشیده شده است که همراه با تصاویر بسیار زیبا قطعا برای خیل میلیونی هواداران استقلال بسیار جذاب و دیدنی خواهد بود

ایــن ایمیل یکی از دوستان هست : hadis22_87@yahoo.com

اگه متنی دلنوشته ای چیزی برای فرهاد دارید تا فردا 9 صبح به این آدرس ایمیل کنید شاید شنبه چاپ شد