تبلیغات
استقلال قهرمان - حال و هوای رختکن

تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1392 | 11:07 ب.ظ | نویسنده : مهدی استقلالی

بغض هوادار 7 ساله : دیگه استادیوم نمیام

ورزشگاه خالی شد . پدری همراه پسر 7 ساله ش ایستاده و منتظر فرهاد بود .

پسرک پیراهن شماره 7 استقلال را بر تن داشت . پدر به فرهاد گفت این بچه نای رفتن ندارد و فقط گریه می کند.به عش تو استقلالی شد و هر بازی به استادیوم می آمد

وقتی فرهاد پسر را در آغوش گرفت و بوسید با همان بغض کودکانه ش گفت : دیگه استادیوم نمیام ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رختکن آبی ها و گفتگوی جالب فرهاد مجیدی و قلعه نویی

در رختكن استقلال حال خوبی برقرار بود. بازیكنان منتظر بودند تا فرهاد مجیدی مراسم خداحافظی‌اش را انجام دهد و به آنها ملحق بشود. استقبال پر از احساسی در انتظار فرهاد بود. بی‌ریا و بدون ریخت و پاش؛ با یك دوربین عكاسی و چند نفری كه منتظر بودند شماره ۷ بیاید و كنار آنها عكس بگیرد. 

بازیكنان به درب رختكن نگاه می‌كردند و انتظار رسیدن فرهاد را می‌كشیدند. امیر قلعه‌نویی در این میان گوشه‌ای نشسته بود و با خودش فكر می‌كرد. یك هفته‌ای می‌شد كه او درگیر ماجرای خداحافظی فرهاد بود. بارها با فرهاد جلسه گذاشت. 

حتی پیشنهاد‌های گوناگونی را پیش روی مجیدی قرارداد تا او را از خداحافظی منصرف كند: «ببین من دوست دارم تو همچنان كنار ما باشی. اگر می‌خواهی به كلاس مربیگری بروی برو. من مشكلی ندارم. اگر می‌خواهی در بازی‌های شهرستان هم كنار ما نباشی مشكلی نیست. فقط در بازی‌های تهران به من كمك كن.» 

حتی امیر قلعه‌نویی به شماره ۷ پیشنهاد داد در بازی برگشت استقلال مقابل تراكتورسازی تبریز كه در ورزشگاه آزادی برگزار می‌شود و تماشاگران زیادی هم در آن بازی حضور خواهند داشت با فوتبال خداحافظی كند. 

قرار بود فرهاد قبل از بازی با مس كرمان پاسخ پیشنهادهای امیر قلعه‌نویی را بدهد. زمان صرف ناهار ساعاتی پیش از بازی بهترین فرصت بود تا امیر قلعه‌نویی پاسخ فرهاد را بشنود. كنارش رفت: «چی شد فرهاد به پیشنهادم فكر كردی؟» 

فرهاد مكثی كرد و جواب داد: «بله، می خواهم خداحافظی كنم. می‌خواهم در اوج خداحافظی كنم اینطوری بهتر است.» 

امیر حالا به حرف‌هایی كه فرهاد زده بود فكر می‌كرد و تلاشی كه بی‌نتیجه ماند. از طرفی خوشحال هم بود چرا كه نحوه خداحافظی فرهاد می‌توانست یك درس بزرگ برای بازیكنان جوانش باشد. در اوج رفتن به نفع بازیكنان است. 

امیر از این تصمیم فرهاد راضی بود اما خب، می‌دانست كه با از دست دادن یكی از موثرترین ستاره‌هایش كه تازگی‌ها رابطه عاطفی خاصی با او برقرار كرده بود مصائبی را در انتظار خواهد دید. 

امیر می‌دانست كه از حالا به بعد باید بازیكنی را بیابد كه خط حمله استقلال را بچرخاند. امیر در همین فكرها بود كه ناگهان فرهاد مجیدی همراه برادرش فرزاد وارد رختكن شد. بازیكنان دور فرهاد را احاطه كردند و فرهاد آرام آرام سمت قلعه‌نویی آمد. كناری رفتند و شروع كردند به صحبت با یكدیگر. 

امیر لبخندی به فرهاد زد و گفت: «می‌دانی، تو همیشه در قلب من بودی. الان هم احساس نمی‌كنم كه از استقلال رفته‌ای. بعد از اینكه كلاس‌های مربیگری ات را پشت سرگذاشتی باید بیایی و به استقلال كمك كنی.» 

شاید فرهاد مجیدی هیچ وقت تصور نمی‌كرد روزی امیر قلعه‌نویی در برابرش از این واژه‌ها استفاده كند. امیر مربی خشكی است و كمتر احساساتی می‌شود. 

فرهاد البته جملات احساساتی قلعه‌نویی را بی‌پاسخ نگذاشت و گفت: «اگر حرفی زدم یا كاری كردم كه آزرده‌خاطر شدی من را حلال كن.» 

گفتگوی امیر و فرهاد در نهایت احساس به پایان رسید و هر دو كناری رفتند و عكاسی كه منتظر بود تا آخرین عكس فرهاد مجیدی و امیر قلعه‌نویی را در زمان بازیگری شماره ۷ در استقلال بگیرد تصویری از این دو را به یادگار گذاشت. 

این عكس می‌تواند پایانی باشد بر تمام دلخوری‌ها و كدورت‌هایی كه میان امیر قلعه‌نویی و فرهاد مجیدی بود.



کاش یه جوری منصرف میشد میموند , واقعا دستمون خالیه ...

چندتا عکس دیگه از فرهاد جا مونده بود گفتم بذارم کامل شه !



بقیه عکسها در ادامه مطلب

* کلیپ هایی مثل دوربین خبرساز و اخبار ورزشی و ... رو میتونید توی پست های پایین ببینید